حبيب الله الهاشمي الخوئي
264
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
واگر بدستاويز خويشى وهم نژادى ، مدعيان ديگر را محكوم كردي ، جز تو كسى هست كه با پيغمبر خويشاوندتر ونزديكتر است . در شگفتم كه خلافت ز نبي بصحابت وقرابت باشد بايد از نص نبي ثابت كرد آنكه لائق بامامت باشد در اينجا متن شرح ابن أبي الحديد ترجمه مىشود : گفتگوى آن حضرت در اينجا به نثر ونظم نامبرده با أبي بكر وعمر است . أمّا جملهء نثر راجع بعمر است ، زيرا در سقيفة بني ساعده چون أبي بكر بعمر گفت دستت را بده تا با تو بيعت كنم ، عمر پاسخ داد : تو همان يار رسول خدائى كه در همه جا با أو بودى چه در خوشى وچه در سختي ، تو دستت را بده تا من با تو بيعت كنم . علي عليه السّلام مىفرمايد : اگر دليل تو بر استحقاق خلافت اينست كه در همه مواطن هم صحبت رسول خدا بودي ، بايد خلافت را بكسي واگذارى كه در همه جا با أو بوده ، وبعلاوه خويشاوند نزديك أو هم هست . وأمّا آن شعر نظر بأبي بكر دارد ، زيرا أبي بكر در سقيفة در برابر أنصار چنين حجّت آورد : ما عترت رسول ونگهداران أو هستيم كه از أو دفاع كرديم وچون با أو بيعت شد در برابر مردم حجّت آورد كه اين بيعت از أهل حلّ وعقد بوده است . علي عليه السّلام مىفرمايد : حجّتي كه در برابر أنصار آوردي وخود را از همبستگان واز قوم رسول خدا نمودار كردي ، جز تو كسى هست كه به پيغمبر نزديكتر است از تو ، وأمّا دليل تو در برابر مردم كه جماعت صحابه مرا انتخاب كردند وبخلافت من رضا دادند ، جمع بسياري از صحابه در سقيفة حاضر نبودند ودر عقد خلافت تو شركت نداشتند ، پس چطور ثابت مىشود